تبلیغات
پر پرواز - گدایی در نیمه شب
پر پرواز
راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی، دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 فروردین 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

یکی از سیره های آیت الله العظمی شیخ جعفر کاشف الغطاء (ره) این بود که دیگران و از جمله اهل منزل را برای نماز شب بیدار میکرده است.

در یكى از شب ها كه ایشان براى تهجّد و نماز شب برخاسته بود، فرزند جوانش را از خواب بیدار كرده و فرمود:

برخیز به حرم مطهّر مشرّف شده و در آنجا نماز بخوانیم.

فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعتِ شب برایش سخت بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت:

من فعلاً مهیّا نیستم؛ شما منتظر من نشوید؛ بعداً مشرّف می شوم.

پدر فرمود: نه، من این جا ایستاده ام؛ برخیز، آماده شو كه با هم برویم.

 

آقا زاده، به ناچار از جا برخاست و بعد از وضو گرفتن، با هم راه افتادند.

هنگامی که كنار درب صحنِ مطهّر رسیدند، در آنجا مرد فقیرى را دیدند كه نشسته و دست نیاز به طرف مردم دراز كرده است.

آن عالم بزرگوار ایستاد و به فرزندش فرمود:

این شخص در این وقتِ شب براى چه این جا نشسته است؟

فرزند گفت: براى گدایی و تكّدى از مردم.

آقا شیخ جعفر فرمود:

آیا چه مقدار ممكن است از رهگذران، عاید او گردد؟

فرزند گفت: مبلغ ناچیزی

مرحوم كاشف الغطاء فرمود:

فرزندم! درست فكر كن و ببین این آدم براى بدست آوردن مبلغ بسیار اندك و كم ارزش دنیا که آن را هم شاید بدست بیاورد، در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشته و آمده در این گوشه نشسته و دست تذلّل به سوى مردم دراز كرده!

آیا تو، به اندازه این شخص، به وعده هاى خدا درباره شب خیزان و متهجّدان اعتماد ندارى؟!!!

 كه [در قرآن] فرموده است:

فَلاَ تَعْلَمُ نفسٌ ما أخفى لهم من قرَّ أعیُنٍ؛

هیچ كس نمى داند چه پاداشهاى مهمّى كه مایه روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده است.

گفته اند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار پدرِ زنده دل خود چنان تكان خورد و تنبّه یافت كه تا آخر عمر از شرف و سعادت بیدارى آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد.




طبقه بندی: پند و نصیحت، 
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.